اصلاح قیمت؛ پایان روند صعودی نیست
طلا در سال ۲۰۲۶ به سطوح تاریخی بالایی رسید، اما در مقاطعی تحت فشار تقویت دلار و افزایش بازده اوراق قرضه آمریکا قرار گرفت. این فلز در معاملات جمعه ۹ اکتبر بار دیگر رشد کرد و به محدوده ۴۲۰۰ دلار در هر اونس نزدیک شد.
افت بازده اوراق و تغییر انتظارات سرمایهگذاران از عوامل حمایتکننده قیمت بودند. با این حال، افزایش نرخ بازده اوراق میتواند جذابیت طلا را کاهش دهد؛ زیرا برخلاف اوراق قرضه، طلا سود دورهای پرداخت نمیکند. از این رو، نوسانهای اخیر را نمیتوان بهتنهایی نشانه پایان روند صعودی یا آغاز قطعی موجی تازه دانست.
پیشبینی صعودی برای سال ۲۰۲۷
در کنفرانس جهانی فلزات گرانبهای انجمن بازار شمش لندن (LBMA) در اکتبر ۲۰۲۶، میانگین پیشبینی شرکتکنندگان برای قیمت طلا در اکتبر ۲۰۲۷ حدود ۵۱۱۳ دلار در هر اونس اعلام شد. این برآورد نشاندهنده خوشبینی بخشی از فعالان بازار به ادامه رشد قیمت است، اما پیشبینی رسمی و قطعی انجمن محسوب نمیشود و تحقق آن تضمینشده نیست.
تداوم تقاضای بانکهای مرکزی، نگرانیهای ژئوپلیتیکی و احتمال کاهش نرخ بهره آمریکا از عواملی هستند که میتوانند از قیمت حمایت کنند. در مقابل، تقویت دلار و بالا ماندن نرخ بهره ممکن است موجب اصلاح دوباره بازار شوند.
چین و لهستان؛ خریداران بزرگ بازار
چین یکی از بازیگران مهم سمت تقاضای طلاست. بانک مرکزی این کشور در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ حدود ۴۰ تن به ذخایر خود افزود و میزان ذخایر رسمی طلا تا پایان ژوئن به حدود ۲۳۴۶ تن رسید. کاهش وابستگی به داراییهای ارزی خاص و متنوعسازی ذخایر از انگیزههای اصلی این سیاست به شمار میروند. تقاضای سرمایهگذاران چینی از طریق صندوقهای سرمایهگذاری مبتنی بر طلا نیز بر بازار اثر میگذارد.
لهستان نیز در سهماهه دوم سال با خرید ۵۱ تن طلا، بزرگترین خریدار گزارششده در میان بانکهای مرکزی بود. این کشور در نیمه نخست سال مجموعاً ۸۲ تن به ذخایر خود افزود. ازبکستان، قزاقستان، اردن و جمهوری چک نیز در این دوره ذخایر طلای خود را افزایش دادند.
البته همه بانکهای مرکزی خریدار نیستند. روسیه در سهماهه دوم حدود ۲۲ تن از ذخایر طلای خود کاست. این تفاوت نشان میدهد که نیازهای نقدینگی و شرایط داخلی کشورها نیز میتوانند بر تصمیم خریدوفروش طلا اثر بگذارند.
آمریکا و اروپا؛ وابستگی قیمت به دلار و نرخ بهره
در آمریکا، سیاست فدرال رزرو و تغییر انتظارات درباره تورم از مهمترین عوامل تعیینکننده مسیر طلا هستند. کاهش نرخ بهره معمولاً هزینه فرصت نگهداری این فلز بدون سود را پایین میآورد؛ در مقابل، افزایش بازده اوراق خزانهداری میتواند سرمایهها را به سمت داراییهای درآمدزا سوق دهد.
در اروپا نیز نااطمینانیهای سیاسی و اقتصادی از تقاضا برای داراییهای امن حمایت میکنند، اما فشارهای نقدینگی و افزایش بازده اوراق میتوانند مانع رشد بیشتر قیمت شوند. بنابراین، تقاضای سرمایهگذاری در اقتصادهای غربی به اندازه خرید فیزیکی و رسمی برای بازار اهمیت دارد.
هند؛ تقاضای سنتی زیر فشار قیمت
هند از بزرگترین بازارهای مصرفی طلا در جهان است؛ اما قیمتهای بالا قدرت خرید خانوارها را محدود کردهاند. در سطح جهانی نیز تقاضای زیورآلات در سهماهه دوم سال به ۲۷۸ تن کاهش یافت؛ پایینترین سطح فصلی از دوران همهگیری کرونا. این موضوع نشان میدهد که افزایش قیمت میتواند همزمان با تقویت تقاضای سرمایهگذاری، مصرف فیزیکی را تضعیف کند.
چشمانداز بازار
در مجموع، خرید بانکهای مرکزی، نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی و احتمال تغییر سیاست پولی آمریکا همچنان از عوامل حمایتی بازار طلا هستند. با این حال، تقویت دلار، افزایش بازده اوراق و کاهش تنشهای جهانی میتوانند قیمت را پایین بیاورند.
برای ایران نیز قیمت جهانی طلا تنها بخشی از معادله است و نرخ ارز داخلی نقش مهمی در تعیین قیمت نهایی دارد. بنابراین، حتی اگر روند جهانی صعودی باقی بماند، میزان افزایش قیمت در بازار ایران به تحولات نرخ ارز نیز وابسته خواهد بود. در نتیجه، چشمانداز صعودی سال ۲۰۲۷ را باید یک سناریوی محتمل دانست، نه مسیری قطعی و بدون اصلاح.
نظر شما